خدا هيچ نگفت .
گفت :
ادامه مطلب...
گفتم: خستهام
گفت: لاتقنطوا من رحمة الله
.:: از رحمت خدا نا امید نشید(زمر/53) ::.
گفتم: انگار، مرا فراموش کرده ای!
ادامه مطلب...




خانمي از منزل خارج شد و در جلوي در حياط با سه پيرمرد مواجه شد. 
زن گفت: شماها رانميشناسم ولي بايد گرسنه باشيد لطفا به داخل
بياييد و چيزي بخوريد. پيرمردان پرسيدند: آيا شوهرتمنزل است؟ زن گفت: خير،
سركار است. آنها گفتند: ما نميتوانيم داخل شويم. بعد از ظهر كه شوهر آنزن به خانه
بازگشت همسرش تمام ماجرا را برايش تعريف كرد. مرد گفت: حالا برو به آنها بگو كه من
درخانه هستم و آنها را دعوت كن. سپس زن آنها را به داخل خانه راهنمايي كرد ولي آنها
گفتند: ما نميتوانيمبا هم داخل شويم. زن علت را پرسيد و يكي از آنها توضيح داد كه: اسم
من ثروت است و به يكي ديگرازدوستانش اشاره كرد و گفت او موفقيت و ديگري عشق است.
حالا برو و مسئله را با همسرت در ميانبگذار و تصميم بگيريد طالب كداميك از ما هستيد! زن
ماجرا را براي شوهرش تعريف كرد. شوهر كهبسيار خوشحال شده بود با هيجان خاص گفت:
بيا ثروت را دعوت كنيم و منزلمان را مملو از دارايينماييم. اما زن با او مخالفت كرد و گفت:
عزيزم چرا موفقيت را نپذيريم! در اين ميان دخترشان كه تا اينلحظه شاهد گفت و گوي آنها بود
گفت: بهتر نيست عشق را دعوت كنيم و منزلمان را سرشار از عشقكنيم؟ سپس شوهر به
زن نگاه كرد و گفت: بيا به حرف دخترمان گوش دهيم، برو و عشق را به داخلدعوت كن،
سپس زن نزد پيرمردان رفت و پرسيد كداميك از شما عشق هستيد؟ لطفا داخل شويد
ومهمان ما باشيد. در اين لحظه عشق برخاست و قدم زنان به طرف خانه راه افتاد. سپس آن
دو نفر هم بلندشده و وي را همراهي كردند. زن با تعجب به موفقيت و ثروت گفت: من فقط
عشق را دعوت كردم! دراين بين عشق گفت: اگر شما ثروت يا موفقيت را دعوت ميكرديد دو
نفر از ما مجبور بودند تا بيرونمنتظر بمانند اما زماني كه شما عشق را دعوت كرديد، هر جا كه
من بروم آنها نيز همراه من ميآيند.
هر كجا عشق باشد در آنجا ثروت و موفقيت نيز حضور دارد
دل به یاد دوست

با خدا بودن
عالمی دارد و...
به خدای مهربان که از رگ گردن به تو نزدیک تر است اعتماد کن.واهمه های دلت را به او بگو٬
اضطراب و دل نگرانی ها با داروی امید شفا می یابند.خوش نیت و نیکو کلام باش٬تا دعای خیر
دیگران برای راهگشا باشد .به همه اجازه بده آنچه هستند باشند و تو نیز یاد بگیر هر روز
مهربان باشی به احساسی به نام ترس اجازه نده میان تو قلبت بایستد٬درد خلوت تلخ
آینده را باور کن.ریزش اشک نخستین قدم برای آزادی توست...
دل شسکته ات را پنهان نکن٬عشق و بخشش٬مرهم و شفاست.آغوشت را به روی تمامی
خوبی های دنیا بگشا.کسی که دیگران را به اندازه خودش دوست بدارد٬هرگزتنها نمی ماند
این شیوه زندگی راهم تجربه کن...با خدا بودن عالمی دارد....!

